<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>آیین حکمت</title>
    <link>https://pwq.bou.ac.ir/</link>
    <description>آیین حکمت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 09 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 09 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ظرفیت سنجی قواعد علم اصول در استنباط های کلامی و فلسفی از آیات و روایات</title>
      <link>https://pwq.bou.ac.ir/article_80153.html</link>
      <description>مقاله پیش رو با موضوع &amp;amp;laquo;ظرفیت‌سنجی قواعد علم اصول در استنباط‌های کلامی و فلسفی از آیات و روایات&amp;amp;raquo; تلاشی است با هدف پاسخ به این سوال که آیا می‌توان از ظرفیت قواعد علم اصول در استنطاق کتاب و سنت، در حوزه معارف حِکمی و اعتقادی، بهره جست یا خیر؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ، این ظرفیت تا چه اندازه وجود دارد. در این نوشته که به روش تحلیلی - توصیفی تنظیم شده است، پس از ارائه دیدگاه‌های قابل فرض در پاسخ به این سوال، به دو شکل کلی و موردی، محتوای علم اصول فقه ظرفیت‌سنجی شده است. در روش کلی، با مقایسه میان علم اصول با دو علم کلام و فلسفه از حیث غرض، سنخ گزاره‌ها، روش استنباطی و ابعاد معرفت‌شناختی، وجوه اشتراک و افتراق تبیین شده و در روش موردی، توانِ قواعد جاری در این علم ارزیابی و سپس توان این قواعد در استنباط از کتاب و سنت عیارسنجی شده است. حاصل آنکه، به نظر نگارنده سلب کلی کارکرد قواعد این علم در استنباط از الفاظ وحی صحیح نیست و با ارتقای این قواعد، در کنار راهکارهای جایگزین، می‌توان از کتاب و سنت بهره‌ای حِکمی بر.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحلیلی انتقادی خداشناسی یهود و اسلام از نظر قرآن</title>
      <link>https://pwq.bou.ac.ir/article_80154.html</link>
      <description>خداشناسی به عنوان بنیادی‌ترین آموزه ادیان ابراهیمی، نقشی اساسی در شکل‌گیری نظام اعتقادی، ارزش‌های اخلاقی و مناسبات اجتماعی پیروان این ادیان ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-انتقادی، به بررسی خداشناسی در یهودیت و اسلام از منظر قرآن کریم پرداخته و با تمرکز بر اشتراکات و تفاوت‌های الهیاتی، به تبیین و نقد این دو سنت دینی می‌پردازد. هدف اصلی پژوهش، شناسایی مؤلفه‌های خداشناسی در هر دو دین، تحلیل مقایسه‌ای صفات و افعال الهی، و ارزیابی نقدهای قرآنی بر انحرافات احتمالی است. این تحقیق با روش کیفی، توصیفی - تحلیلی و رویکرد تطبیقی انجام شده و داده‌ها آن از متون مقدس (قرآن کریم و تورات )، سنت‌های دینی (تلمود و احادیث) و تفاسیر معتبر، به‌ویژه المیزان، گردآوری شده‌ است. تحلیل داده‌ها با‌ بهره‌گیریداده‌‌ دابا بهره‌گیری از روش هرمنوتیکی و مقایسه جدولی انجام گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که هر دو دین بر اصل توحید ابراهیمی تأکید دارند، اما خداشناسی یهودی اغلب قوم‌محور و انسان‌گونه است، در حالی که اسلام بر تنزیه مطلق و جهانی‌ بودن تمرکز دارد. نقدهای قرآنی، از جمله تحریف متون، نسبت فرزند به خداوند، و بخل الهی، این انحرافات را اصلاح کرده و توحید را به سوی مفهومی ناب‌تر هدایت می‌کنند. این تفاوت‌ها ریشه در تأثیرات تاریخی و فرهنگی دارند، مانند تبعید بابلی در یهودیت و بعثت در محیط جاهلی اسلام. در نتیجه، پژوهش بر ظرفیت گفت‌وگوی بین‌ادیانی تأکید دارد و پیشنهاد می‌کند تمرکز بر اشتراکات توحیدی و بازنگری قوم‌محوری، هم‌گرایی الهیاتی را تقویت کند. این مطالعه می‌تواند به کاهش سوءتفاهم‌های دینی و ترویج صلح در جوامع پلورال کمک کند. محدودیت‌ها شامل تمرکز بر متون کلاسیک است و پیشنهاد تحقیقات آتی بررسی تحولات مدرن خداشناسی یهودیت است.&#13;
</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هرمنوتیک تبیینی در حل تعارض میان سیره نبوی و سنت روایی در تقسیم غنایم با تأکید بر آیه 7 سوره حشر و خطبه 205 نهج البلاغه</title>
      <link>https://pwq.bou.ac.ir/article_80155.html</link>
      <description>هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع) به‌مثابه نظام معرفتی و روش تفسیری، ناظر بر فهم و بازخوانی سنت نبوی در پرتو عقلانیت وحیانی است. این روش در مواجهه با تعارض سیره عملی پیامبر (ص) و سنت روایی منقول از ایشان، به بازسازی معنای قول و فعل نبوی می‌پردازد. سیره‌ عملی پیامبر (ص) جلوه عینی وحی و سنت روایی بازتاب زبانی آن در عرصه نقل و روایت است. با این حال، در برخی موارد، میان سیره عملی و سنت روایی تعارض ظاهری پدید می‌آید که هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع) &amp;amp;nbsp;در صدد رفع آن بر می‌آید. پژوهش حاضر با روش تحلیلی ـ توصیفی، سازوکارهای معرفتی و روش‌شناختی هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع) را در دو نمونه، یعنی &amp;amp;nbsp;تقسیم غنایم بر اساس آیه 7 سوره حشر و خطبه 205 نهج البلاغه، بررسی کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر فعل نبوی با توجه به مقام خطاب، شرایط تاریخی و غایت شریعت معنا می‌شود و هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع) با فرایند بازشناسی مراتب معنا در سنت نبوی، عقل را در خدمت وحی قرار &amp;amp;nbsp;می‌دهد. اهل‌بیت (ع) با ایجاد وحدت نظام‌مند بین قول و فعل نبوی، انسجامی معنایی &amp;amp;nbsp;پدید آورده‌اند که هم نشانه بلوغ سنت اسلامی است و هم افقی روشن برای بازسازی معرفت دینی در عصر حاضر فراهم می‌سازد.&#13;
هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع) به‌مثابه نظام معرفتی و روش تفسیری، ناظر بر فهم و بازخوانی سنت نبوی در پرتو عقلانیت وحیانی است. این روش در مواجهه با تعارض سیره عملی پیامبر (ص) باسنت روایی منقول از ایشان، به بازسازی معنای قول و فعل نبوی می‌پردازد. سیره‌ عملی پیامبر (ص) جلوه عینی وحی؛ و سنت روایی بازتاب زبانی آن در عرصه نقل و روایت است. سیره عملی پیامبر (ص) و سنت روایی، همواره با چالش تعارض روبه‌رو بوده است. هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع)، این تعارض را حل کرده‌ است. پژوهش حاضر، با روش تحلیلی ـ توصیفی، تلاش کرده است سازوکارهای معرفتی و روش‌شناختی هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع) را در دو نمونۀ تقسیم غنایم در آیه 7 سوره حشر و خطبه 205 نهج البلاغه بررسی کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر فعل نبوی با توجه به مقام خطاب، شرایط تاریخی و غایت شریعت معنا می‌شود و هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع)، با فرایند بازشناسی مراتب معنا در سنت نبوی عقل را در خدمت وحی قرار داده است. اهل‌بیت (ع) با ایجاد وحدت نظام‌مند بین قول و فعل نبوی، انسجامی معنایی به وجود آورده است که هم نشانه بلوغ سنت اسلامی است و هم افقی روشن برای بازسازی معرفت دینی در عصر حاضر.هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع) به‌مثابه نظام معرفتی و روش تفسیری، ناظر بر فهم و بازخوانی سنت نبوی در پرتو عقلانیت وحیانی است. این روش در مواجهه با تعارض سیره عملی پیامبر (ص) باسنت روایی منقول از ایشان، به بازسازی معنای قول و فعل نبوی می‌پردازد. سیره‌ عملی پیامبر (ص) جلوه عینی وحی؛ و سنت روایی بازتاب زبانی آن در عرصه نقل و روایت است. سیره عملی پیامبر (ص) و سنت روایی، همواره با چالش تعارض روبه‌رو بوده است. هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع)، این تعارض را حل کرده‌ است. پژوهش حاضر، با روش تحلیلی ـ توصیفی، تلاش کرده است سازوکارهای معرفتی و روش‌شناختی هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع) را در دو نمونۀ تقسیم غنایم در آیه 7 سوره حشر و خطبه 205 نهج البلاغه بررسی کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر فعل نبوی با توجه به مقام خطاب، شرایط تاریخی و غایت شریعت معنا می‌شود و هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع)، با فرایند بازشناسی مراتب معنا در سنت نبوی عقل را در خدمت وحی قرار داده است. اهل‌بیت (ع) با ایجاد وحدت نظام‌مند بین قول و فعل نبوی، انسجامی معنایی به وجود آورده است که هم نشانه بلوغ سنت اسلامی است و هم افقی روشن برای بازسازی معرفت دینی در عصر حاضر.هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع) به‌مثابه نظام معرفتی و روش تفسیری، ناظر بر فهم و بازخوانی سنت نبوی در پرتو عقلانیت وحیانی است. این روش در مواجهه با تعارض سیره عملی پیامبر (ص) باسنت روایی منقول از ایشان، به بازسازی معنای قول و فعل نبوی می‌پردازد. سیره‌ عملی پیامبر (ص) جلوه عینی وحی؛ و سنت روایی بازتاب زبانی آن در عرصه نقل و روایت است. سیره عملی پیامبر (ص) و سنت روایی، همواره با چالش تعارض روبه‌رو بوده است. هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع)، این تعارض را حل کرده‌ است. پژوهش حاضر، با روش تحلیلی ـ توصیفی، تلاش کرده است سازوکارهای معرفتی و روش‌شناختی هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع) را در دو نمونۀ تقسیم غنایم در آیه 7 سوره حشر و خطبه 205 نهج البلاغه بررسی کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر فعل نبوی با توجه به مقام خطاب، شرایط تاریخی و غایت شریعت معنا می‌شود و هرمنوتیک تبیینی اهل‌بیت (ع)، با فرایند بازشناسی مراتب معنا در سنت نبوی عقل را در خدمت وحی قرار داده است. اهل‌بیت (ع) با ایجاد وحدت نظام‌مند بین قول و فعل نبوی، انسجامی معنایی به وجود آورده است که هم نشانه بلوغ سنت اسلامی است و هم افقی روشن برای بازسازی معرفت دینی در عصر حاضر.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توصیف و تبیین اصل تعادل در انسان کامل با تأکید بر فلسفة صدرایی</title>
      <link>https://pwq.bou.ac.ir/article_80156.html</link>
      <description>از منظر حکمت متعالیه، انسان به‌عنوان موجودی در حال صیرورت، می‌تواند با طی مراتب وجودی به مرتبه‌ای از کمال دست یابد که در آن، ساحت‌های مختلف وجودی او در نوعی هماهنگی و جامعیت تحقق می‌یابند. این ویژگی در ادبیات فلسفی و عرفانی اسلامی در قالب مفهوم &amp;amp;laquo;انسان کامل&amp;amp;raquo; بیان شده است. پرسش اصلی این جستار آن است که ملاصدرا اصل تعادل را در انسان کامل چگونه توصیف و تبیین می‌کند؟ دستاوردهای این پژوهش عبارت‌اند از: نخست، در مقام توصیف تعادل انسان کامل در فلسفة صدرایی، شاهد آشنازدایی از &amp;amp;laquo;حد وسط&amp;amp;raquo; ارسطویی و ارتقای آن به &amp;amp;laquo;حدجامع&amp;amp;raquo; هستیم؛ به گونه‌ای که انسان کامل با این حد جامع، در اوج کمال خود قرار دارد و نه تنها واجد &amp;amp;laquo;وحدت در عین کثرت&amp;amp;raquo; است، بلکه &amp;amp;laquo;تعادل وجودی&amp;amp;raquo; میان ساحت&amp;amp;rlm;ها و ابعاد به ظاهر متعارض را &amp;amp;nbsp;نیز برقرار می‌سازد و با ایجاد اتصال وجودی و عمیق اعتدال میان ظاهر و باطن، و شریعت و حقیقت، دنیا و آخرت، فرد و جامعه، الگویی هماهنگ و جامع ارائه می‌دهد. دوم، در فلسفة صدرایی می‌توان بر پایة مبانی‌ای همانند اصالت وجود، وحدت تشکیکی، حرکت جوهری، هماهنگی سه ساحت وجود، معرفت و عمل، و جمعیت وجودی، &amp;amp;laquo;تعادل&amp;amp;raquo; در انسان کامل را تبیین کرد؛ سوم، بر این اساس، تعادل وجودی در انسان کامل در سه ساحت معرفتی، وجودی و عملی تحقق می‌یابد. چهارم، کمال انسانی در حکمت متعالیه نه یک‌سویه و صرفاً معنوی عرفانی، بلکه مبتنی بر توازن پویا میان ساحت‌های به‌ظاهر متعارض است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل مؤثر در تعریف وتقسیمات برهان(انّی و لمّی)</title>
      <link>https://pwq.bou.ac.ir/article_80157.html</link>
      <description>منطقیان از یک سو، با بیان تعریف برهانف اذعان دارند که برهان، قیاسی است مؤلف از مقدمات یقینی که منتج به نتیجه یقینی است و از سوی دیگر، با بیان معیار لمّیت، قاعده ذوات‌الاسباب و شرایط مقدمات برهان، به قبض و بسط تقسیمات برهان پرداخته اند؛ به عنوان مثال، با طرح قاعده ذوات‌الاسباب، تنها برهان لمّی را معطی یقین دانسته‌اند. حال &amp;amp;nbsp;این مسئله مطرح است که از میان معیار‌ها و ملاک‌های مؤثر در تقسیم برهان که منطقیان در نظر دارند، کدام‌یک به صواب نزدیک تر است؟&#13;
سعی نگارنده متمرکز بر این مطلب است که &amp;amp;nbsp;با بیان عوامل مؤثر در باب تقسیمات برهان، به نارسایی برخی از آن‌ها از جمله &amp;amp;laquo; قاعده ذوات‌الاسباب&amp;amp;raquo;، بپردازد وسپس با تکیه بر نظر ملاصدرا (ره)، از میان دیگر نظریات، از یک سو برهان را استدلالی با مقدمات یقینی که نتیجه یقینی دارد تلقی کند و از طرف دیگر، برهان‌های غیر لمّی را در شرایط خاص، یقینی و داخل در تعریف برهان بداند.&#13;
</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصحیح انتقادی رساله «الدعاوی القلبیة» از آثار فلسفی فارابی</title>
      <link>https://pwq.bou.ac.ir/article_80158.html</link>
      <description>ابو نصر محمد بن محمد فارابی(259- 339ق/ 872- 950م)، معروف به معلم ثانی، از حکمای بزرگ جهان اسلام است که آثار بسیار مهمی را در زمینه‌های مختلف سیاسی، فلسفی، اخلاقی، اجتماعی، موسیقی و ... از خود به یادگار گذاشته است. با وجود آنکه بخش قابل توجهی از آثار وی تاکنون تصحیح و تحقیق شده است، برخی از آثار او هم‌چنان آن‌گونه که باید تصحیح نشده‌اند که از جمله آن‌ها رسال &amp;amp;laquo;الدعاوی القلبیة&amp;amp;raquo; است. در صحت انتساب این رساله هیچ تردیدی وجود ندارد. فارابی در این رساله، مباحث مهم و متنوع فلسفی را به‌صورت اجمالی مطرح کرده است. اقسام وجود، صفات واجب تعالی، کیفیت صدور عقول عشره، مبدأ صدور افلاک و اجرام آسمانی، مبادی حرکات در اجسام، مباحث نفس نباتی و حیوانی، قوا و قوانین آن، خیر و شر، مباحث مربوط به انبیاء و معجزات آنان و نیز سعادت انسان، از جمله موضوعاتی است که در این رساله بدان‌ها پرداخته شده است.&#13;
از ویژگی‌های این تصحیح می‌توان به مقابله و تصحیح رساله بر ساس سه نسخه خطی و یک نسخه چاپی برای نخستین بار، ثبت اختلاف نسخه‌ها در موارد مؤثر در معنا، اصلاح تصحیفات کاتبان، رفع اشکالات تصحیح‌های پیشین، عنوان‌بندی مطالب، تنزیل هامش مناسب، توضیح برخی اصطلاحات و واژگان، اعراب‌‌گذاری در موارد لازم و نیز تحلیل و تبیین برخی از دیدگاه‌های فارابی درباره مباحثی همچون &amp;amp;laquo;وحدت واجب‌الوجود&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کیفیت صدور عقول عشره از ذات باری تعالی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ابداع&amp;amp;raquo; و تمایز آن با دیدگاه‌های اندیشمندان و حکما اشاره کرد. در تصحیح این اثر از روش قیاسی بهره گرفته شده است.&#13;
</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
