ارتباط علم حصولی با علم حضوری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی

چکیده

تقسیم علم به حضوری و حصولی از ابتکارات فلاسفه اسلامی است. اولین بار ابن‌سینا به این تقسیم اشاره کرد و پس از او شیخ اشراق، به گونه‌ای شفاف، بر این تفکیک تصریح کرد و از آن بهره برد.
بنابر مشهور، علم حضوری علمی است که در آن، واقعیت معلوم بدون واسطة صورت حاکی نزد عالم حاضر می‌شود امّا علم حصولی معرفتی است با واسطة صورت حاکی. از همین جاست که مهم‌ترین تفاوت این دو علم، رخ می‌نمایاند: خطاناپذیری علوم حضوری و خطاپذیری علوم حصولی. در نتیجه، معرفت حضوری معرفتی یقینی است و شناخت حصولی نیازمند احراز صدق و اثبات مطابقت با واقع.
به دنبال این مباحث، این پرسش در ذهن شکل می‌گیرد که آیا رابطه‌ای میان علوم حصولی و حضوری وجود دارد؟ و آیا می‌توان شناخت‌های حصولی و خطاپذیر و غیریقینی را بر معارف حضوری خطاناپذیر و یقینی مبتنی کرد و از این رهگذر، صدق و اعتبار علوم حصولی را تضمین نمود؟ مرحوم علامه  طباطبایی; اولین کسی است که به این رابطه تصریح نموده و بحث «ارجاع علوم حصولی بر حضوری» را مطرح ساخته است.
در این پژوهش برآنیم تا معانی و تفاسیر مختلفی که از ارجاع علوم حصولی به حضوری ارائه شده را بیان کنیم و همة روابط ممکن میان علوم حصولی و حضوری را به تصویر بکشیم.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Relation of Representational Knowledge with Presential Knowledge

نویسنده [English]

  • Fatemah Hasanati
Graduate student of Baqir Al-Ulum University
چکیده [English]

The division of knowledge into representational and presential is innovation Islamic philosophers. Ibn Sina had some allusions for the first time in his works then Shaykh Suhrawardi in a clear and explicit way made a distinction between the two and argued accordingly.
Knowledge by presence as is well-known is that sort of knowledge through which the reality of the known fact is present to the knower without mediation of the representative form while in representational sort the knowledge is obtained through representative form. Hence appears the most important difference between the two types of knowledge: incorrigibility of the former and corrigibility of the latter. The knowledge by presence is accordingly certain while that of representation is in need of establishing its truth and correspondence with reality.
On the basis of these considerations one can raise the question of the relation between these two types of knowledge. Is it possible to base representational and fallible acts of knowledge upon certain and incorrigible acts of knowledge by presence and guarantees the truth and validity of representational knowledge? The Late Allama Tabatabae is the first to notice this relation and raise the "reduction of the representational to presential knowledge. This article is an attempt to study the different interpretations of this reduction and present all possible relations between the two types of knowledge.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Epistemology
  • Knowledge
  • representational knowledge
  • Presential Knowledge