الگویی دربارة چگونگی ارجاع معرفتی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استاد موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.

چکیده

در این نوشتار، پس از مروری دوباره بر راه حل مبناگرایان در معیار صدق گزاره‌های نظری، بر اساس مبناگروی برگزیده، الگویی در باب چگونگی ارجاع معرفتی ارائه می‌دهیم. منظور از ارجاع معرفتی در معرفت‌شناسی ارجاع گزاره‌های نظری به بدیهی است که اصطلاحاً در منطق آن را «تحلیل» نامیده‌اند. در برابر این فعالیت، صعود معرفتی قرار دارد وآن عبارت است از گذر از بدیهی به نظری که آن را در منطق «ترکیب» نام نهاده‌اند.
الگویی که برای ارجاع گزاره‌های نظری به بدیهی می‌توان ارائه کرد بدین شرح است: می‌توان نظام یا دستگاهی فلسفی داشت که قضایای آن تحلیلی‌اند. این الگو در فلسفة قبل‌العلم قابل ارائه است. برای نمونه، می‌توان برهان‌های فلسفی اثبات وجود خدا، همچون برهان‌های هندسی، را به قضایای بدیهی تحلیل کرد و به چند اصل محدود ارجاع داد. این نظام و دستگاه فلسفی که از قضایای تحلیلی تشکیل شده است گزاره‌هایی حقیقی بوده که به خودی خود بر تحقق مصداق خارجی و انطباق آن بر خارج دلالت نمی‌کند، بلکه انطباق آن بر خارج و تحقق مصداق خارجی آن به دلیل نیاز دارد. بدین ترتیب، مهم‌ترین مشکلی که فراروی این راه حل قرار دارد این است که چگونه می‌توان این‌گونه احکام و گزاره‌های تحلیلی را به خارج نیز نسبت داد. در ادامه، برای این مشکل نیز راه حلی ارائه می‌شود. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Model for the Way of Epistemic Reference

نویسنده [English]

  • Mohammad Hosseinzade
professor of Imam Khomeini Research and Education Institute
چکیده [English]

The present paper is an attempt to review on solution of foundationalists in dealing with the criterion for truth of theoretical propositions providing a pattern for epistemic reference on the chosen foundationalism. By epistemic reference is meant to justify theoretical propositions by reference to self-evident propositions, which is referred to in logical jargon as "analysis". In contrast with this mental activity there is epistemic activity in which one starts from self-evident to the theoretical which is named "synthesis or combination". The pattern concerned is as follows: a philosophical system or structure consisting of analytic propositions is possible. This pattern can be presented in philosophy before science. For instance, one can analyze the arguments for the existence of God into self-evident propositions and reduced to a few limited principles. This philosophical system consists of analytic propositions that are real but in themselves do not indicate the realization of and correspondence to their external instances. Both the realization and correspondence are in need of argument. The most important problem one faces in this solution is how such analytic propositions and statements can be related to external world. The paper continues to provide a solution for the above-mentioned problem.

کلیدواژه‌ها [English]

  • epistemic ascendance
  • foundationalism
  • criterion for truth
  • epistemic reference
  • analytic propositions
  • intuitive propositions