بررسی مقایسه‌ای ـ انتقادی نظریه شناخت استیس و کواین

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه تبریز(نویسنده مسئول).

2 استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

10.22081/pwq.2019.66673

چکیده

با توجه به اینکه هر ذهنی در درجه اول و به‌طور مستقیم فقط با دنیای فردی خود روبه‌رو است، ذهن بشر چگونه به این باور می‌رسد که جهان خارج، مستقل از آگاهی ما وجود دارد؟ و چگونه با آغاز از این ورودی‌های اندک، برون‎دادها و دیدگاه‌های فراوانی حاصل شده است؟ والتر ترنس استیس در پی پاسخ به سؤال اول بود و به این نتیجه رسید که باور به وجود جهان خارج، مستقل از آگاهی اذهان، باید ساختی ذهنی و تعبیری از تمثلات حسی باشد که اذهان مختلف با همکاری یکدیگر دست به ابداع آن زده‌اند. اما دغدغه کواین پاسخ به پرسش دوم است و با گذر از پوزیتیویسم منطقی معرفت را ماهیتاً زبانی می‌داند و در نهایت با رسیدن به ساختارگرایی، در هستی‌شناسی به نسبیت می‌رسد؛ اما خواهیم دید که هر دو فیلسوف به بهای پاینبدی به روش فلسفی خود از فهم متعارف فاصله گرفته‌اند، درحالی‌که امروزه فهم متعارف نزد فیلسوفان، اهمیت خاص معرفتی و فلسفی دارد

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Comparative Study of Stace and Quine`s Theory of Knowledge

نویسندگان [English]

  • Isa Musazadeh 1
  • Mohammadali Mobini 2
1 Phd student at University of Tabriz
2 Assistant professor at Institute for Islamic Culture and Sciences
چکیده [English]

Regarding the fact that every mind meets firstly and directly only its own individual world, how may the mind perceive the existence of outside world as an independent reality? And how the mind may produce such many and various outcomes and views of these little inputs? Walter Turner Stace sought to answer the first question and concluded that believing in the existence of an outside world, independent of the consciousness of the minds, must be a mental and interpretative construct of sensory representations that different minds have invented in collaboration with each other. Quinn's concern, however, is the answer to the second question, and by putting logical positivism away, has viewed human knowledge as essentially being linguistic and, ultimately, agreeing with structuralism, has concluded relativity in ontology; but we will see that the both philosophers` faithfulness have caused them to go far from common sense, while today common sense is of a special epistemic and philosophical significance for philosophers

کلیدواژه‌ها [English]

  • Logical Growth of Mind
  • Structural Beliefs
  • Holism
  • Methodological Unity
  • Science of Determining Theory
  • Ontological Relati

عنوان مقاله [العربیة]

نظرة مقارنة نقدیة لنظریة المعرفة عند ستیس و کواین

چکیده [العربیة]

نظرا إلى أن کل الأذهان یرتبط مباشرتاً و فی بدایة الأمر مع عالمه الفردی والشخصی، کیف یصل الذهن إلى ان هناک عالماً مستقلاً عن إدراکنا؟
وکیف یصل إلى علوم وآراء کثیرة مع هذه المعلومات القلیلة؟ کان وولتر ترنس ستیس یبحث عن إجابة السؤال الأول ووصل إلى أن العقیدة بالعالم الخارجی الذی یستقل عن فهم الأذهان یجب أن یکون أمراً ذهنیاً و معبرا عن تمثلات حسیة، والتی قامت بإنشائها أذهان مختلفة بعضها مع بعض.
لکن کواین یهتم بالسؤال الثانی و یتجاوز فی إجابته مدرسة الوضعیة المنطقیة و یعتبر المعرفة امراً لسانیاً، و اخیرا یصل إلی البنیویة و یقبل النسبیة الوجودیة.
ولکننا سوف نرى أن کلا الفیلسوفین یلتزمون بمبادئهم الفلسفیه بثمن الابتعاد عن الفطرة السلیمة أو الذوق العام، الحال أن الذوق العام یحظى بأهمیة خاصة عند الفلاسفة المعاصرین

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • رشد الذهن المنطقیة
  • العقائد البنیویة
  • الشمولیة
  • الإتحاد المنهجی
  • علم تحدید النظریة
  • النسبیة الوجودیة