بررسی انتقادی «ازخودبیگانگی فلسفی» از منظر یاسپرس با تاکید بر دیدگاه علامه طباطبایی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)(نویسنده مسئول)

2 دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)

3 دانشجوی دکتری دانشگاه باقرالعلوم (ع)

10.22081/pwq.2020.69109

چکیده

ازخودبیگانگی یکی از مهمترین مسائل انسان‌شناختی عصر حاضر است که پژوهش دربارة آن نیازمند‌ فهم درست مبانی فلسفی و انسان‌شناختی آن است. این نوشتار با استفاده از روش تحلیلی – انتقادی به بررسی انتقادی دیدگاه یاسپرس در زمینة ازخودبیگانگی فلسفی بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی می‌پردازد. پرسش اصلی تحقیق عبارت است از: از منظر علامه طباطبایی چه انتقادهایی بر آراء یاسپرس در باره ازخودبیگانگی فلسفی وارد است؟ بر اساس یافته‌های تحقیق، یاسپرس مهمترین قسم ازخودبیگانگی را ازخودبیگانگی فلسفی می‌داند که خاستگاه آن خلط میان آگاهی واقعی از وجود احاطی و آگاهی ساختگی از وجود احاطی است. در فرایند ازخودبیگانگی فلسفی انسان ازخودبیگانه با معرفت ساختگی از وجود احاطی به چیزی در ورای خود اشاره نکرده است تا با حرکت در آن افق‌ها به وجود مطلق برسد. به باور او «ایمان فلسفی» راه غلبه بر ازخودبیگانگی فلسفی است. بر اساس مبانی علامه طباطبایی، اولاً یاسپرس میان حقیقت وجود و حقیقت انسان خلط کرده است و این دو را یکی پنداشته است، ثانیاً دربارة توصیف حقیقت انسان، دچار تناقض‌گویی شده است، ثالثاً از تمایز نهادن میان ادراکات حقیقی و اعتباری ناتوان مانده است، رابعاً روش مورد استفاده او (: پدیدارشناسی) توان لازم برای تحلیل مسائل نفس را فاقد است. در مقابل، علامه طباطبایی خاستگاه ازخودبیگانگی را فراموشی عین الربط بودن خود می‌داند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Critical Study of Jaspers` View on Philosophical Alienation with an Emphasis on Allameh Tabatabaie`s View

نویسندگان [English]

  • Hasan Abdi 1
  • Mohsen Qomi 2
  • ali ataee 3
1 Assistant professor at Baqir al-Olum University, the responsible
2 Associate professor at Baqir al-Olum University
3 Phd student at Baqir al-Olum University
چکیده [English]

Alienation is one of the most important anthropological issues of the present age that any research on it requires a proper understanding of its philosophical and anthropological foundations. Using an analytical-critical approach, this paper critically examines Jaspers' view of philosophical alienation based on Allameh Tabatabai's view. The main question of the research is: regarding Allameh Tabatabai's point of view, what may be taken as the critiques of Jaspers' view on philosophical alienation? As seen in the findings of the research, Jaspers considers the most important type of alienation to be philosophical alienation, the origin of which is his confusion between the real awareness of encirclement existence and false awareness of it. the truth of existence and the truth of human and, therefore, and considering the two as one thing. In the process of philosophical self-alienation, the alienated, relying on such a false awareness has not referred to anything beyond himself in order to reach absolute existence by moving on those horizons. According to him, "philosophical faith" is the way to overcome philosophical alienation. According to Allameh Tabatabai's principles, firstly, Jaspers has confused the truth of existence with that of human being and considered these two as one. Secondly, when qualifying the truth of human being, he has contradicted, and thirdly, he has been unable to distinguish between true and credit perceptions and, finally, The method he uses (phenomenology) lacks the ability to analyze the problems of the soul. In contrast, Allameh Tabatabai considers the origin of alienation to be the forgetfulness of the self`s state of being pure relation

کلیدواژه‌ها [English]

  • man
  • alienation
  • self
  • anthropology
  • existence
  • truth of existence
  • Jaspers
  • Allameh Tabatabai

عنوان مقاله [العربیة]

دراسة نقدیة لمفهوم الاغتراب الفلسفی من منظور یاسبرس مع الترکیز على رأی العلامة الطباطبائی

چکیده [العربیة]

الاغتراب النفسی هو احد أهم المسائل الإنسانیة فی عصرنا الحاضر و یتطلب البحث عنه إلى فهم صحیح لمبادئه الفلسفیة والإنسانیة.
هذه المقالة تقوم بدراسة نقدیة لآراء یاسبرس حول الاغتراب الفلسفی علی ضوء رأی العلامة الطباطبائی و بمنهج تحلیلی-نقدی.
السؤال الرئیس فی هذا التحقیق هو : ما هی الإشکالات الواردة على یاسبرس حول الاغتراب النفسی من وجهة نظر العلامة الطباطبائی؟
والنتیجة أن یاسبرس یعتبر أن الاغتراب النفسی الفلسفی هو أهم انواع الاغتراب، و منشاءه الخلط بین العلم الحقیقی بالوجود الإحاطی و العلم المزیف بالوجود الإحاطی.
و فی سیر حصول الاغتراب للشخص بالمعرفة المزیفة من الوجود الإحاطی لا یشیر الى شی وراء نفسه حتى یسیر باتجاهه و یصل الى الوجود المطلق.
ویرى ان الإیمان الفلسفی هو طریق التغلب عى الاغتراب الفلسفی.
وعلى اساس مبادئ العلامة الطباطبائی، أولا یاسبرس خلط بین حقیقة الوجود و حقیقة الإنسان، واعتبرهما شیئا واحدا و ثانیا، فی توصیف حقیقة الإنسان، ابتلی بالتناقض.
وثالثاً عجز عن ملاحظة الفرق بین الادراکات الحقیقیة والاعتباریة و رابعا: المنهج الذی یستفید منه (الظاهراتیة) لیس قادرا على حل مسائل النفس
وفی المقابل: یرى العلامة الطباطبائی أن منشأ الاغتراب هو نسیان کون الإنسان عین الربط.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • الإنسان
  • الاغتراب
  • النفس
  • معرفة الإنسان
  • الوجود
  • حقیقة الوجود
  • یاسبرس
  • العلامة الطباطبائی