تأملی فلسفی در باب نسبت فقه و اخلاق

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار دانشگاه باقرالعلوم(ع)

10.22081/pwq.2019.67023

چکیده

اصل «عدل» به عنوان یکی از اصول مذهب شیعه است که مفاد آن، باور به حسن و قبح عقلی است و لازمه این باور، قبول اعتبار گزاره‌های عقلیِ مقدم بر وحی است که پذیرش وحی هم مترتب بر آنهاست. فقها، هم مستقلات عقلیه را منبع حکم شرعی می‌دانند و هم در تقدم بخشیدن «گزاره‌های یقینی عقلی» بر «فهم خود از متون دینی» تردیدی ندارند، اما مصادیق چنین گزاره‌هایی را بسیار ناچیز می‌دانند. برخی معاصران معتقدند ازآنجاکه استنباطات فقهی عموماً به حد یقین معرفت‌شناختی نمی‌رسند، لازمه این قاعده آن است که از طرفی دایره مستقلات عقلیه، ظنون علوم جدید را هم شامل شود و از طرف دیگر، فقه باید همواره خود را با اخلاقیات مقدم بر دینداری ـ که آن را همان اخلاق سکولار می‌دانند ـ هماهنگ سازد و تمامی گزاره‌های فقهی از محک تأیید عقل سکولار بگذرد.
در این مقاله نشان داده می‌شود که این مدعا بر چه مفروضات قابل مناقشه‌ای متکی است و نه‌تنها احکام ظن در عرصه‌های مختلف را با هم خلط کرده، بلکه به مبنای اصلی دینداریِ عاقلانه (اذعان به وجود گزاره‌های «عقل‌گریز» در ساحت عقل عملی) بی‌توجه بوده و از سازوکار اعتبارات گزاره‌های تکلیفی در فقه ـ بلکه در هر نظام حقوقی ـ نیز غفلت ورزیده است. با متمایز ساختن این عرصه‌ها، معلوم می‏شود مشی عمومیِ فقها در کم‌توجهی به آنچه به عنوان گزاره‌های ظنی عقل عملی مطرح می‌شود، مبتنی بر مبانی معرفت‌شناختیِ موجهی در حوزه شناخت مسائل اخلاقی، و نسبت آنها با تکالیف شرعی بوده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Philosophical Study on the Relation of Jurisprudence to ethics

نویسنده [English]

  • Hosein Suzanchi
Associate professor at Baqir Al-Ulum University
چکیده [English]

The rule of Justice is among the doctrines of Shiite which implies the belief in rational good and bad. According to this rule accepting validity of the rational judgments proposition is preceded by accepting the revelation. In other words, accepting the revelation is based upon the rational judgments. Shiite jurisprudents believe that independent rational judgments are a source for religious judgments. They also have no doubt that independent rational and certain judgments are prior to their understanding of the religious texts. However, they admit that the instances of such rational judgments are very rare.
In this context, some contemporary writers indicate that considering that the jurisprudential inferences generally do not satisfy the criterion of the epistemic certainty, On the one hand, independent rational judgments should include non-certain judgments derived from new sciences, and on the other hand the jurisprudential inferences must always coordinate itself with moral judgments which are preceding to religiosity. And by moral judgments they mean the judgments based on secular ethics. As a result, secular moral judgments will be the criterion for evaluating any type of jurisprudential inferences.
This article shows how this claim relies on conflicting assumptions and not only confuses the applications of non-certain judgments in different fields, but also ignores the basic foundation of rational religiosity upon which there are several religious judgments beyond reason spatially in the practical realm of rationality. By distinguishing these areas, it turns out that the general approach of the jurists is based on the epistemological justification of the moral judgments and they are regarding the relation of the moral judgments to the religious duties

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ethics
  • jurisprudence
  • Religion
  • Reason
  • non-certain judgments
  • independent rational judgments

عنوان مقاله [العربیة]

نظرة فلسفیّة الی العلاقة بین الفقه و الاخلاق

چکیده [العربیة]

مبدأ العدل هو من المبادی الاساسیّة عند الشیعة. هذا المبدأ یدلّ علی أنّ هناک الحَسَن و القبیح العقلیّان و یشیر المبدأ نفسه إلی أنّه لابدّ من تبنی الأحکام العقلیّة قبل الإعتراف بالوحی و الأحکام الدینیّة. بعبارة أخری، ایّ حکم دینیّ یتوقّف علی قبول بعض الأحکام العقلیّة من ذی قبل. إضافة إلی ذلک فإنّ فقهاء الشیعة یؤکّدون علی أنّ المستقلّات من الأحکام العقلیّة هی تعدّ من المصادر الهامّة لإستنباط الأحکام الشرعیّة، حتی أنّهم یصرّحون بأنّ الأحکام العقلیّة الیقینیّة متقدّمة علی إستنباطاتهم الظنّیّة من النصوص الدینیّة. نعم هولاء الفقهاء یصرّحون بأنّ مصادیق هذه الاحکام العقلیّة الیقینیّة نادرة جدّاً.
هذا لا شکّ فیه، و لکن فی هذا المجال نری بعض المعاصرین قد زعم أنّه نظرًا إلی أنّ أکثر الإستنباطات الفقهیّة لایکاد ینال حدّ الیقین، فلا بدّ علینا من تعمیم دائرة الأحکام العقلیّة بحیث تشتمل الأحکام الظنیّة أیضاً حتی الأحکام الظنیّة الحاصلة من العلوم الحدیثة. أذن سوف نشاهد أنّ الإستنباطات الفقهیّة تخضع دائماً للأحکام الأخلاق العقلیّ و خاصّة الأخلاق العلمانیّة و علی هذأ فجمیع الإستنباطات الفقهیّة تمرّ من خلال إختبار المنطق العلمانی.
یوضح هذا المقال کیف یعتمد هذا الادعاء على إفتراضات متعارضة و لا یستطیع أن یمیز بین مختلف أحکام الظنّ فی مجالات مختلفة بل یتجاهل أیضًا الحجر الأساس للتدیّن العقلانیّ و الذیّ یؤکّد علی أنّ هناک أحکام شرعیّة لاتنالها ید العقل. و الذیّ یسهّل الخطب أنّ التمییز بین الساحات المختلفة یرشدنا ألی أنّ إلإستنباطات الفقهیّة مدی العصور کانت تبتنی علی الأسس المعرفیّة للأحکام العقلیّة لاسیّما الأحکام العقلیّة فی إطار العقل العملیّ.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • الأخلاق
  • الشریعة
  • العقل
  • الاستنباطات الشرعیّة
  • الأحکام الظنیّة
  • المستقلّات العقلیّة