نقد و بررسی الحاد در فلسفه سارتر از منظر حکمت متعالیه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه اسلامی دانشگاه باقرالعلوم(ع)

2 استادیار دانشگاه باقرالعلوم(ع)

10.22081/pwq.2021.70159

چکیده

انسان به عنوان موجودی که دارای قدرت عاقله است، همواره در تلاش برای کشف حقیقت هستی بوده است. یکی از اصلی‏ترین پرسش‏هایی که در پی پاسخ به آن بوده است، یافت منشأ هستی و چگونگی پیدایش آن است. در این میان ادیان الهی و پیامبران در پی پاسخ به این مسئله مبادی توحید را تبیین کردند. پذیرش وجود واجب به عنوان اصل مشترک همه ادیان الهی و فیلسوفان الهی است؛ اما همواره بعضی از متفکران وجود واجب را متناقض‏نما می‏دانند؛ به طوری که به عقیده آنها نمی‏توان وجود خدا را اثبات کرد. یکی از این متفکران ملحد، ژان پل سارتر است که در مهم‏ترین اثر فلسفی خودش به عنوان هستی و نیستی، دو دلیل اصلی برای رد واجب‏الوجود ذکر کرده است. این دو دلیل که درحقیقت نقد دیدگاه‏های دکارت و لایب‎نیتس درباره واجب هستند، یکی به دنبال اثبات متناقض‏بودن وجود واجب است و دیگری ضرورت منطقی واجب‏الوجود را رد می‎کند. او همچنین وجود خدا را به عنوان یک موجود لغیره مانع تحقق آزادی انسانی می‏بیند. سارتر آزادی را به وجود انسان بر می‏گرداند و انسان را از هر گونه قید و بند رها می‎داند و  به همین دلیل در نگاه او هر چیزی که مانع تحقق این آزادی ذاتی شود، نمی‏تواند موجود باشد و انسان برای فرار از این آزادی و مسئولیت خود مفهوم خدا را ساخته است. این پژوهش بر آن است با تبیین این دلایل، با مبانی حکمت الهی متعالیه که واجب‏الوجود در آن نقشی اساسی دارد، به نقد آنها بپردازد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Critical Study of Atheism in Sartre's Philosophy from the Perspective of, Hikmat Muta`aliyah, Transcendent Wisdom

نویسندگان [English]

  • reza pouresmaeil 1
  • Hassan Abdi 2
1 Phd student of Islamic philosophy
2 Assistant professor Baqir al-Olum University
چکیده [English]

Man, as a being having the power of reason, has always sought to discover the truth of existence. One of the main questions in the field lies in finding the origin of the universe and how it came into being. In the meantime, the divine religions and the prophets, following the answer to this question, explained the principles of monotheism. Acceptance of Necessary Being is counted as a common principle of all divine religions and divine philosophers; But some thinkers always consider the Necessary Being to be contradictory; In their opinion, the existence of God cannot be proven. One of these atheist thinkers is Jean-Paul Sartre, who in his most important philosophical work as Existence and Non-Existence, mentions two main reasons for rejecting the Necessary. These two reasons, which are in fact critiques of Descartes and Leibniz's views on the Necessary, are one that seeks to prove the contradiction of the Necessary Being and the other rejects the logical necessity of That. He also sees the existence of God as a mowjud ligheyrih an obstacle to the realization of human freedom. Sartre restores freedom to human beings and frees human beings from any restraint, and for this reason, in his view, anything that prevents the realization of this inherent freedom cannot exist, and human beings, intending to escape from this freedom and responsibility, has made the concept of God. By explaining these reasons, this research intends to critique them with the principles of transcendent divine wisdom in which the Necessary Being has a fundamental role.

کلیدواژه‌ها [English]

  • atheism
  • Atheistic Existentialism
  • Sartre
  • Transcendent Wisdom
  • Descartes
  • Leibniz

عنوان مقاله [العربیة]

نقد و دراسة الإلحاد فی فلسفة سارتر من منظور الحکمة المتعالیة

چکیده [العربیة]

لقد سعى الإنسان، بصفته کائناً یمتلک قوة العقل، دائماً إلى اکتشاف حقیقة الوجود. مما لاشک فیه، أن أحد الأسئلة الرئیسیة التی تمت الإجابة عنها هو إیجاد أصل الکون و کیفیة نشأته. فی هذه الأثناء شرحت الأدیان السماویة و الأنبیاء بعد إجابة هذا السؤال مبادئ التوحید. قبول وجود الواجب کمبدأ مشترک لجمیع الأدیان السماویة و الفلاسفة الإلهیون، لکن بعض المفکرین یعتبرون الوجود الواجب متناقضاً، فی رأیهم، و لا یمکن إثبات وجود الله. أحد هؤلاء المفکرین الملحدین هو جان بول سارتر، الذی ذکر فی أهم أعماله الفلسفیة مثل الوجود و عدم الوجود سببین رئیسیین لرفض الواجب الإجباری. هذان السببان، اللذان یمثلان فی الواقع انتقادات لآراء دیکارت و لیبنیز حول الواجب ، أحدهما یسعى لإثبات تناقض الوجود الواجب و یرفض الآخر الضرورة المنطقیة للوجود الواجب أیضاً. کما أنه یرى أن وجود الله کموجود لغیرهلإ هو عقبة أخرى أمام تحقیق حریة الإنسان. یعید سارتر الحریة لوجود البشر و یحررهم من أی قید، و لهذا السبب، فی رأیه، فإن أی شیء یمنع تحقیق هذه الحریة المتأصلة لا یمکن أن یوجد، و الإنسان اختلقت مفهوم الله ممن أجل الهروب من هذه الحریة و المسؤولیة. من خلال شرح هذه الأسباب، یهدف هذا البحث إلى نقدها بمبادئ الحکمة الإلهیة المتعالیة التی یلعب فیها الوجود الواجب دوراً أساسیاً

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • : الإلحاد
  • الوجودیة الإلحادیة
  • سارتر
  • الحکمة المتعالیة
  • دیکارت
  • لایب نیتس