تحلیل آرای مثبتان و منکران قاعدۀ الواحد در سنت فلسفی و کلامی با تأکید بر نوآوری‌های ملاصدرا

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه معارف،دانشگاه علامه،تهران،ایران

2 دانشجو دکتری مدرسی معارف اسلامی-مبانی نظری اسلام،دانشگاه علامه،تهران،ایران

3 دانشیار گروه معارف،دانشگاه علامه،تهران،ایران

10.22081/pwq.2026.73720.1266

چکیده

«قاعدۀ الواحد» به‌مثابۀ اصلی بنیادین در تبیین علیت و نظام صدور، امتناع صدور کثیر از واحد بالذات را لازمۀ بساطت و وحدت حیث تعقل و تعلق آن می‌داند؛ زیرا صدور کثیر متوقف بر حیثیات متکثره و تعینات متباینه در مبدأ فاعلی است که با اطلاق وحدت حقیقی ذات واجب‌الوجود در تعارض است. ابن‌سینا و خواجه ‌نصیر در سنت مشاء، این قاعده را از بدیهیاتی نزدیک به فطریات عقل معرفی کرده‌اند؛ در مقابل، متکلمانی چون شیخ مفید و غزالی با استناد به تجرد مطلق ذات و توحید افعالی، قاعدۀ الواحد را نفی و صدور کثرت را با تساوی نسبت فعل الهی به ممکنات و نفی ترجیح بلامرجح توجیه می‌کنند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با شیوۀ تطبیقی و انتقادی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، ابتدا به تبیین مفهوم الواحد می‌پردازد و سپس مهم‌ترین آرای مثبتان و منکران این قاعده را بررسی و در بعضی فروض نقد می‌کند و درنهایت بر دیدگاه ملاصدرا و نوآوری او تأکید می‌ورزد. منشأ انکار الواحد بر اساس این پژوهش، نداشتن تصور صحیح وحدت حقیقی و بساطت ذات واجب است و رأی مختار، دیدگاه ملاصدرا است که با ارتقای تبیین الواحد به رویکردی تجلّی‌محور و تلقی صدور به‌مثابه تجلی وجود بسیط‌الحقیقة، نظامی منسجم بنا می‌نهد که هم مقتضای برهان عقلی و هم هم‌ساز با شهود عرفانی است؛ در این نگاه، کثرت نه نافی وحدت، بلکه مرتبه‌ای از تعین حقیقت واحد است و رابطه واحد و کثیر نه تقابل عرضی، بلکه تشأن طولی در سیر وجود است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analysis of the Origin of Denial of the Principle of Oneness in the Philosophical and Theological Tradition with an Emphasis on Mulla Sadra's Innovations

نویسندگان [English]

  • Saleh Hassan Zadeh 1
  • Mohammad Reza Alavi Rad 2
  • Ali Karbalaei Pazouki 3
1 Professor, Department of Islamic Studies, Allamah Tabataba'i University, Tehran, Iran
2 PhD Candidate, Islamic Studies and Islamic Theories, Allamah Tabataba'i University, Tehran, Iran
3 Associate Professor, Department of Islamic Studies, Allamah Tabataba'i University, Tehran, Iran
چکیده [English]

The Principle of Oneness, as a fundamental principle in explaining causality and the emanation of existence, necessitates the impossibility of the emanation of multiplicity from a single, inherently unified being This is because such emanation would require multiple qualities and distinct determinations in the originating agent, which contradicts the absolute unity of the essence of the necessary existent. Throughout history, this principle has had both proponents and opponents Philosophers such as Avicenna (Ibn Sīnā) and Naṣīr al-Dīn al-Ṭūsī considered the Principle of Oneness to be self-eident and in accordance with the innate nature of reason. In contrast, theologians such as al-Mufid and al-Ghazali, citing the absolute transcendence of the divine essence and the unity of divine actions, rejected the principle and justified the emanation of multiplicity be equating the divine action's relationship with all possibilities and denying the preference of the arbitrary.
This research, employing a descriptive-analytical method with a comparative and critical approach and utilizing library resources, first elucidates the concept of Oneness, then examines the most important views of proponents and opponents of this principle, critiques them in certain instances, and ultimately emphasizes the perspective of Mulal Sadra (Mullā Ṣadrā) and his innovations in this field. According to this research, the origin of the denial of the Principle of Oneness lies in the lack of a correct understanding of the true unity and simplicity of the essence of the necessary existent. The preferred view is that of Mulla Sadra, who, by elevating the explanation of Oneness to a theophany-based approach and conceiving emanation as a manifestation of the existence of the simply true (Basīṭ al-Ḥaqīqah), constructs a coherent system that is both in line with rational proof and compatible with mystical intuition. In this perspective, multiplicity does not negate unity but is rather a level of determination of the single truth. The relationship between the one and the many is not one of lateral opposition but of longitudinal manifestation in the course of existence.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Principle of Oneness
  • Mulla Sadra
  • Shaykh al-Mufid
  • Al-Ghazali
  • Basīṭ al-Ḥaqīqah
  • Theophany

عنوان مقاله [العربیة]

قاعدة الواحد فی التقلید الفلسفی والکلامی بین المثبین والمنکرین ترکیزا على الإبداعات الصدرائیة

چکیده [العربیة]

إن قاعدة الواحد، بوصفها رکیزة أساسیة فی تبیین العلّیة ونظام الصدور، تعتبر امتناع صدور الکثیر عن الواحد بالذات ضرورة للبساطة والوحدة من حیث التعقل والتعلق؛ ذلک لأن صدور الکثیر یتوقّف على الحیثیات المتکثّرة والتعیّنات المتباینة فی المبدأ الفاعلی، ما یتنافى مع إطلاق الوحدة الحقیقیة لذات واجب الوجود. لقد اعتبر الحکماء المشّاؤون، وفی مقدّمتهم ابن سینا والخواجة نصیر الدین الطوسی، هذه القاعدة من البدیهیات القریبة من فطریات العقل؛ وفی المقابل، أن بعض المتکلّمین، وفی طلیعتهم الشیخ المفید والغزالی، یدحضون قاعدة الواحد، استنادا إلى التجرد المطلق للذات والتوحید الأفعالی، ویبرّرون صدور الکثرة على أساس تساوی نسبة الفعل الإلهی إلى جمیع الممکنات ونفی الترجیح بلا مرجّح. من هذا المنطلق، تروم هذه الورقة البحثیة أن تتطرّق إلى مفهوم الواحد، وتتناول بالنقد والتحلیل آراء مثبتی هذه القاعدة ومنکریها، مع التأکید على الموقف الصدرائی وإبداعاته فی هذا المیدان، وذلک من خلال المنهج الوصفی ـ التحلیلی، فی ضوء المنهج المقارن ـ النقدی، وبالاعتماد على المصادر الببلیوغرافیة. على أساس معطیات هذه الدراسة، أنّ مصدر إنکار الواحد یأتی من غیاب فهم صحیح للوحدة الحقیقیة وبساطة ذات الوجود، وأنّ الرأی الأرجح هو الموقف الصدرائی الذی یسعى، من خلال اللجوء إلى الارتقاء بقاعدة الواحد إلى مقاربة قائمة على التجلی وتلقی الصدور بمثابة تجلی وجود بسیط الحقیقة، إلى تأسیس نظام منسجم، یتلاءم مع البرهان العقلی ویتوافق مع الشهود العرفانی. من هذا المنظور، أن الکثرة لا تتنافى مع الوحدة، بل تکون مرتبة من تعیّن حقیقة الواحد، وأنّ العلاقة بین الواحد والکثیر لیست تقابلا عرضیا، وإنّما هی تشأن طولی فی سیر الوجود.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • قاعدة الواحد
  • الملا صدرا
  • الشیخ المفید
  • الغزالی
  • بسیط الحقیقة
  • التجلی
قرآن کریم، ترجمه ابوالفضل بهرامپور.
نهج‌البلاغه، ترجمه شهیدی.
ابن‌سینا، محمدحسین (1368). اشارات و تنبیهات. ترجمه و شرح: حسن ملکشاهی. تهران: سروش.
ابن‌سینا، محمدحسین (1375). الاشارات. شرح: محقق طوسی. قم: البلاغه.
آشتیانی، مهدی (1377). اساس‌ التوحید. تصحیح: سیدجلال‌الدین آشتیانی. تهران: امیرکبیر.
تفتازانی، سعدالدین (1409 ق). شرح ‌المقاصد. مقدمه و تحقیق و تعلیق: عبدالرحمن عمیره. قم: الشریف‌الرضی.
جرجانی، سیدشریف (1325 ق). شرح المواقف. تصحیح: بدرالدین نعسانی. قم: الشریف الرضی.
جوادی آملی، عبدالله (1376). رحیق مختوم شرح حکمت متعالیه. به کوشش حمید پارسانیا. قم: اسراء.
رازی، فخرالدین (1411 ق). المباحث‌ المشرقیة فى علم الالهیات و الطبیعیات‌. چ 2. قم: نشر بیدار.
رازی، فخرالدین (1411 ق). المحصل. چ 1. قاهره: مکتبة دارالتراث‌.
سبزواری، ملاهادی (1379). شرح منظومه. تصحیح و تعلیق: علامه حسن‌زاده آملی. [بی‌جا]: نشر ناب.
شیرازی، قطب‌الدین (1383). شرح حکمة‌ الاشراق. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
صدرالدین شیرازى، محمد بن ابراهیم (1419 ق). اسفار. بیروت: دارالتراث‌ العربی.
صدرالدین شیرازى، محمد بن ابراهیم (1981 م). الحکمة المتعالیة فى الأسفار العقلیة الأربعه (با حاشیه علامه طباطبایى). چ 3. بیروت: دارإحیاء التراث العربی.
صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (1360). الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة. محشی: هادی بن مهدی سبزواری. مصحح: جلال‌الدین آشتیانی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (1368). الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة. قم: مکتبة المصطفوی.
صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (1368). المشاعر. چ 2. به اهتمام هانرى کربن. تهران: طهوری.
طباطبایی، سیدمحمدحسین (1432 ق). نهایة الحکمه. تحقیق و تعلیق: عباسعلی زارعی سبزواری. [بی‌جا]: نشر المؤسسه الاسلامی.
طوسی، خواجه نصیرالدین (1407 ق). تجرید الاعتقاد. تهران: مکتب الاعلام الاسلامی.
عبده، محمد، عضدالدین ایجی، سیدجمال‌الدین اسدآبادی و محقق دوانی (1423 ق). التعلیقات على شرح الدوانی للعقائد العضدیة. مصر: مکتبة الشروق الدولیة قاهره.