نقد فرضیه حذف فرایند ذهنی در دلالت اسامی خاص و عام بر پایه اندیشه علامه مصباح یزدی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه فلسفه،موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)،قم،ایران

10.22081/pwq.2026.74084.1273

چکیده

برخی از فیلسوفان تحلیلی همچون راسل و ویتگنشتاین اول معتقدند برای برون‌رفت از اشکال ذهن‌گرایی، عبارات وصفی در گزاره‌های حاکی از عالم خارج باید به عبارتی در ناحیه موضوع ختم گردد که دلالت آن بر متعلق‌اش در خارج بدون تبادر هیچ معنایی در ذهن و مستقیم صورت پذیرد (أتمیسم منطقی). اسامی اشاره و نام‌های خاص چنین نقشی را در ساحت واژگان بر عهده دارند. موافق با ایشان دانلان، پاتنم و کریپکی نیز نظریه علی دلالت را مطرح کرده‌اند؛ کریپکی معتقد است این‌گونه دلالت مخصوص امور متشخص نیست، بلکه در ارجاع از اسامی عام به انواع موجودات در عالم فیزیک نیز برقرار است و برای ادعای خود به دلایلی استناد می‌کند. نوشتار حاضر ابتدا با روش توصیفی - تحلیلی به تبیین مهم‌ترین دلایل این نظریه می‌پردازد و پس از نقادی آنها، نظر فلسفه اسلامی در مبحث «نام‌گذاری» را با تأکید و الهام از آرای علامه مصباح ارائه می‌دهد. این رویکرد با تحلیل کیفیت ساخت مفهوم جزئی و ماهوی، به این نتیجه دست می‌یابد که انتقال از طریق اسامی اشاره و نام‌ها اساساً انتقالی مستقیم نیست، بلکه از طریق حکایت مفاهیم پیش‌گفته تدارک می‌گردد. در این میان به پیامد‌های مهم هر یک از این دو نگاه نیز پرداخته خواهد شد.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Criticism of the Hypothesis of Eliminating Mental Process in the Denotation of Proper and Common Nouns Based on the Thought of Allamah Mesbah Yazdi

نویسنده [English]

  • Mahdi Ahmad Khanbeygi
Assistant Professor, Department of Philosophy, Imam Khomeini (RA) Educational and Research Institute, Qom, Iran
چکیده [English]

Some analytical philosophers, such as Russell and Wittgenstein I, believe that to overcome the problems of mentalism, descriptive phrases in propositions referring to the external world must end in a term in the subject area that refers to its object outside without evoking any meaning in the mind and directly (Logical Atomism). Demonstrative pronouns and proper nouns play such a role in the realm of vocabulary. In agreement with them, Donlan, Putnam, and Kripke also proposed the causal theory of reference; Kripke believes that this kind of denotation is not specific to particular things, but also applies to the reference of common nouns to types of beings in the physical world, and provides reasons for his claim. This article first explains the most important reasons for this theory using a descriptive-analytical method and after criticizing them, presents the view of Islamic philosophy on the topic of "naming" with emphasis and inspiration from the ideas of Allamah Mesbah Yazdi. This approach, by analyzing the construction quality of particular (juz'ī) and essential concepts, concludes that the transfer through demonstrative pronouns and names is not fundamentally a direct transfer, but is facilitated through the representation of aforementioned concepts. The important implications of each of these two perspectives will also be examined.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Proper noun
  • Common noun
  • Particular concept
  • Essential concept

عنوان مقاله [العربیة]

نقد فرضیة استبعاد العملیة الذهنیة من دلالة الأسماء الخاصة والعامة فی ضوء الفکر الفلسفی للعلّامة مصباح الیزدی

چکیده [العربیة]

یرى کوکبة من فلاسفة التحلیل، وفی طلیعتهم راسل وفتغنشتاین الأول، أنّ التخلّص من معضلة النزعة الذهنیة یقتضی أن تنتهی العبارات الوصفیة فی القضایا الدالّة على العالم الخارجی، بعبارة فی ناحیة الموضوع، تکون دلالتها بمتعلَّقها فی الخارج مباشرة، دون خطور أیّ معنى إلى الذهن (الذرّیة المنطقیة). وفقاً لهذا الإطار الفلسفی، فتتولّى أسماء الإشارة والأعلام أداء هذا الدور فی النظام اللغوی. تماشیا مع ذلک، فقدّم دونلان وباتنم وکریبکی ما یُعرف بالنظریة العلّیة، حیث یؤکّد هذا الأخیر على أنّ هذا النمط من الدلالة لا ینحصر على الذوات المتشخّصة فحسب، بل ینطوی أیضاً على الإحالة من الأسماء العامة إلى أنواع الموجودات فی العالم الفیزیائی، معزّزا نظریته بعدد من الحجج والأدلة. انطلاقا من ذلک، تسعى هذه الدراسة، من خلال المنهج الوصفی ـ التحلیلی، إلى کشف الستار عن أبرز المرتکزات الأساسیة لهذه النظریة، ثم تقدیم نظریة الفلسفة الإسلامیة المتمثلّة فی مبحث الوضع والتسمیة، ترکیزا على آراء العلّامة مصباح الیزدی. وتبیّن أیضا، من خلال تقصّی کیفیة بناء المفهوم الجزئی والمفهوم الماهوی، أنّ عملیة الانتقال عن طریق أسماء الإشارة والأعلام لیست مباشرة فقط، بل تتحقّق بواسطة حکایة المفاهیم المتقدّمة أیضا. وأخیرا، تسعى الدراسة أن تسلّط الضوء على النتائج المهمة لهاتین المقاربتین الفلسفیتین.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • الاسم الخاص
  • الاسم العام
  • المفهوم الجزئی
  • المفهوم الماهوی
احمد‌خان‌بیگی، مهدی؛ مصباح،‌ مجتبی (1395). «بررسی لزوم تحقق محکی در ازاء حاکی با توجه به مراتب مختلف حکایت». مجله معرفت ‌فلسفی، ش 53.
برهان، مهدی؛ مصباح، مجتبی (1388). «ماهیت حکایت از دیدگاه استاد مصباح». مجله معرفت فلسفی، ش 23.
جمعی از دانشمندان (1402). هم‌اندیشی معرفت‌شناسی. ج 2. چ 1. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
سرل، جان (1399). فلسفه تحلیلی. ترجمه: محمد سعیدی مهر. «مقاله اول: فلسفه معاصر در ایالات متحده». قم: کتاب طه.
طباطبایی، سیدمحمدحسین (1424 ق). بدایة الحکمه. چ 21. قم: مؤسسه النشر الإسلامی.
مصباح، محمدتقی (1382). آموزش فلسفه. چ 3. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
مصباح، محمدتقی (1401). شرح نهایة الحکمه. ج 3. چ 2. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
Martinich ,A.P, 2005, Routledge History of Philosophy, Volume X, Philosophy of Meaning, Knowledge and Value in the 20th Century, Routledge.
Russell, Bertrand, 1985, The Philosophy of Logical Atomism, Routledge, London and New York.
Russell, Bertrand, 1914, " Our Knowledge of the External World as a Field for Scientific Method in Philosophy", London and Chicago, (revised edition).
Russell, Bertrand, 1959, My Philosophical Development. London and New York.
Russell, Bertrand, 2008, The  Problems of Philosophy, Arc Manor.